آمیتیس بانوآمیتیس بانو، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

آمیتیس گل سرخ مامان و بابا

172.دلتنگی:(

1392/3/31 11:39
نویسنده : مامان آرام
218 بازدید
اشتراک گذاری

خوابیدی بدون لالایی و قصه

بگیر اسوده بخواب بی درد و غصه

دیگه کابوس زمستون نمی بینی

توی خواب گلای حسرت نمی چینی

دیگه خورشید چهرتو نمی سوزونه

جای سیلی های باد روش نمی مونه

دیگه بیدار نمیشی با نگرونی

یا با تردید که بری یا که بمونی

رفتی و آدمکا رو جا گذاشتی

قانون جنگل و زیر پا گذاشتی

اینجا قهرن سینه ها با مهربونی

تو تو جنگل نمی تونستی بمونی

دلتو بردی با خود به جای دیگه

اونجا که خدا برات لالایی میگه

میدونم میبینمت یه روز دوباره

توی دنیایی که آدمک نداره 

میدونم میبینمت یه روز دوباره

توی دنیایی که آدمک نداره

 

مامانجون برات مهمون اومد:( همون طبقه بالای خونه ته:( مواظبش باش:((

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

گیلاسی
31 خرداد 92 13:06



گريه نكن خاله
مرجان.مامان آرش
31 خرداد 92 16:09
آرام جون تسلیت میگم.
بقای عمر شما باشد.


مرسى مرجان جون
مامان آوینا
1 تیر 92 10:46
عزیزم مهربونم خدا صبر و سلامتی بده


مرسی خاله
farnaz
1 تیر 92 11:50
Arame azizam tasliiate mano bepazir man taze in post ro didam


مرسی فرنازی
هانی
1 تیر 92 11:53
روحش شاد ..
چقدر این آهنگو دوس دارم ...من یاد کسایی که رفتن میندازه...خدا همه اسیران خاک بیامرزه ...


مرسی دوستم
زهرا
2 تیر 92 1:44
این ترانه منو یاد زمانی میندازه که مامان و بابا تازه فوت شده بودن !

خیلی گوش میکردم اون وقتا ...

بازم تسلیت میگم !


مرسی دوستم خدا پدر و مادرت رو رحمت کنه